جاده ی قلب مرا رهگذری نيست كه نيست

 جز غبار غم و اندوه در آن همسفری نيست كه نيست

 آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ی درد كه در او از مه شادی اثری نيست كه نيست

 شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم كه به جز سايه مرا با خبری نيست كه نيست