جملات عاشقانه

لطفا به ادامه مطلب بروید
آمدی تا تکه ای از تنهایی ام را بزدایی
آمدی تا تکه ای از تنهایی ام را بزدایی ,اما با رفتنت تنها تر از همیشه شدم.آمدی تا تنهایی ام را تکه تکه کنی اما قلبم را تکه تکه کردی ,حال که تو نیستی به دنبال تکه های گمشده ی قلبم می گردم ,اما یک تکه را پیدا نمی کنم ,تازه می فهمم که آن تکه خود تو هستی. اگر چه بدون آن تکه دیگر زنده نخواهم بود,اما آن را به تو یادگاری می دهم.
عشق؟
عشق..کلمه ای آشنا با ابهتی نا آشناست.و چه آرامش غمگینی در پشت این سه حرف نشسته است..که نه توان رفتن دارد و نه جرئت بر جا ماندن...وقتی عشق حمله ای را آغار می کند...تنها سلاح انسان ها همان آرامش غمگینی است که آن پشت پنهان شده و آن:
گذشتن از همه چیز است...
عشق
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ..... نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چو کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نرمیدم ,نگسستم
دوست داشتن
تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو
اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم 
اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم
اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت 
اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم
اي کاش مي توانستم پرنده باشم و تا دور دست ها به کنار تو پرواز مي کردم
و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم
آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با توبودم
دوستت دارم
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی مني
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات مني
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

آرزویم این است:
نتراود اشک از چشمان تو هرگز...
مگر از شوق زیاد...
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی...
عاشق آنکه تو را می خواهد...
وبه لبخند تو از خویش رها می گردد...
و تو را دوست بدارد به آن اندازه که دلت می خواهد...
آرزویم این است...!
میخوام بدونی که
می خوام بدونی اسمت همـیشه رو لبامه
می خوام بدونی چـشمـات آیینه ی نـگامه
می خوام بدونی قلـبم واسـه تـو بی قراره
می خوام بدونی شـعرام ترانه ی چـشـاته
می خوام بدونی بی تو اشکم داره میباره
می خوام بدونی دسـتات پـنـاه این خـراب
می خوام بدونی لبهام تشنه بوسـه هات
می خوام بدونی خورشید پیش توچو ماهه
یخ دل
کمکم دیدم هوای دلم داره بهاری میشه و هر از گاهی یک بارونی میگیره
بهش اهمیت ندادم و میگفتم نمیشه که همیشه یک جور بمونه
بعد از مدتی دیدم تمام دلم مثل پاییز زرد و بی روح شده
دیگه نمیتونستم برگردم به همون تابستون سبز و داغ
مثل کسی شده بودم که هر چی تو باتلاق دست و پا بزنه بیشتر غرق میشه
دیگه دیدم سردم شده، یک ذره که به خودم اومدم دیدم دلم یخ زده
سرد و سردتر شده. دیگه امیدی نداشتم به برگشتن خورشید
ولی، خورشید دلم برگشت و با گرمای وجودش دوباره روح زندگی رو بهم بخشید
عزیزم عاشقانه دوستت دارم و تا آخر عمر عاشقت میمونم
نفس نفس
آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست
تا کی بگم آه ای خدا مگه دل درد آشنا هر چی کشیده بس نیست
رنجی که دیده بس نیست ، یه جا قبله حاجات بود، یه جا جای مناجات بود
صد جا دیگه دار مکافات بود، صد جا دیگه جای مجازات بود
قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست
آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست
تو ای عزیز ترین کسم ، پشت و پناه من باش، یه تکیه گاه مهربون ، رفیق راه من باش
عزیزم عاشقانه دوستت دارم
دستان نازت
بغز من از تو شکست و گریه شعر بی صدا شد،تا تو دستام رو گرفتی لحظه از شماره افتاد
لحظه های از تو مردن زندگی رو یاد من داد،با تو برگشتم به دنیا، به شروع هر دو ما
از خودم بریده بودم با تو برگشتم به فردا
تو نباشی من کجای روزگارم، بگو بار گریه هام رو روی دوش کی بذارم
با تو که من با جهانم با خودم کاری ندارم،تا تو دستام رو گرفتی لحظه از شماره افتاد
لحظه های از تو مردن زندگی رو یاد من داد
با تو برگشتم به دنیا، به شروع هر دو ما
از خودم بریده بودم با تو برگشتم به فردا
عزیزم من بی تو هیچم، تنهام نذار
فاصله
به خاطر وجودش ضربه های زیادی رو تحمل میکنم.
برخی اوقات حتی حرکاتی میکنم که بعدش پشیمون میشم.
به نظر شما فاصله چه معنا و مفهومی داره؟؟
تا حالا چقدر به این کلمه فکر کردین؟؟ چطوری درکش کردین؟؟
به نظر من فاصله یعنی غم، یعنی پایه های مشکلات بی اساس.
البته منظورم همون فاصله زمانی و مکانی هستش نه اینکه بگم پیش هم هستیم و از هم دوریم.
شاید خیلی ها بگین این کافیه که قلباتون پیش هم باشه. اما باید بگم این تئوری اشتباهه.
فاصله یعنی یک قدم تا رسیدن.
رسیدن یعنی نقطه اوج دو نفر. فاصله مثل این میمونه که دونفر رو تو یک قفس با زنجیر گرفتاری ببندین.
وقتی دو نفر به سمت هم میدون و در ثانیه ای که گرمای دست هم رو لازم دارن زنجیر به آخر خودش میرسه و جاده وصل در
نقطه اوج قطع میشه . اونجاست که میشه فهمید یک سانتی متر هم یعنی فاصله.
امیدوارم این زنجیر بسته شده هر چی زود تر شکسته بشه.
سکوت
سکوته. بعضی وقتها که دلت گرفته دوس داری هیچ صدایی از دنیا نشنوی و فقط خودت باشی.
اما برخی اوقات هم تنها چیزی رو که نمیخوای همراهت داشته باشی سکوته.
سکوت تو خیلی جاها خیلی آرامش بخشه و خیلی جاها میتونی باهاش خودت یا طرف مقابلت
رو به انتهای وجود خودش برسونی. وقتی سکوت میکنی حس میکنی تو جاده زندگیت با سرعت
داری برمیگردی عقب ولی حتی نمیتونی چیزی بگی...
سکوت چیه؟؟؟ چرا این قدر همه دوستش دارن. حتی زمانی که میبینی داری تنها میشی باز هم
بهش ادامه میدی. چرا با سکوت باید عشق خودمون رو از دست بدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نوازش چشمان
همین طور که داشتم تو چشمه زلال چشمات به انعکاس ستاره های آسمون نگاه می کردم
ناگهان متوجه برق خاصی شدم ، کمی بهش دقت کردم و دیدم تو چشمات داره مثل دو تا
مروارید سفید می درخشه. سعی کردم برشون دارم و وقتی گرفتمشون دیدم اون مروارید ها
قطره های اشک چشماته ، ازشون ترسیدم چون دلیل وجودشون رو تو ساحل زیبای صورتت
نمیفهمیدم.
خیلی تلاش کردم و وقتی دیدم ساحل خوشحالیه من هم از شوق دیدنش به اشک سلام کردم.
حالا هم خیلی دلتنگش هستم و دارم از دوریش خیلی آشفته میان ریشه های برآمده از کف خاک
در لابه لای صداهای نامعلوم بی صفت به دنبال رد پایش میگردم تا که شاید او را بیابم
هیچ می دونستین که : !!
هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم.. 
و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم..
هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم..
دل آدم ها
هيچکس از قلب شما به شما نزديک تر و راستگو تر نيست، بنابر اين ازکساني که قلب پاک شما، ايشان را
به خود نمي پذيرد اجتناب کنيد.
عشق
فراموش کردن هم سخته ....
اما اینکه ندونی باید انتظار بکشی یا
فراموش کنی از همه سخت تره ...
گدایی عشق

چون چیز های با ارزش را به گدا نمی دهند...
* یکی کمک کنه به این آشفته بازار دلم ...
عاشق شدن بر من گناه است "
محتاجم به دعا "
امروز باید آپ میکردم اما ...
نمیدونم چی شده ...
دیگه دلم باهام حرف نمیزنه ...
انگاری باهام قهر کرده ...
دعا کنید دعا کنید باهام آشتی کنه ... تا بازم بتونم بنویسم ...
" محتاجم به دعا "

عشق چیه؟"
دلم گرفته ... نمیدونم نمیدونم به کی بگم ...
حرفای غم زدشو ...
خدایا
به کی بگم به کی بگم عاشقشم ...
به کی بگم ...
به کی بگم صداش برام مثه یه رویای قشنگه ...
به کی ...
خسته ام از زندگی
تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت...!
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد...؟
یا فقط با گریه های بیقرار آرام شد...؟
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار...؟
شکایت
اینجا به جز درد و دروغ همخانه ای با ما نبود...
در غربت من مثل من هرگز کسی تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد کالای بازار کساد
سوداگران در شکلِ دوست ٫ بر نا رفيقان شرم باد
من با تو گريه کرده ام ٫ در سوگِ همراهان خويش
آنان که عاشق مانده اند ٫ در خانه بر پيمان خويش
ای مثل من در خود اسير ٫ ليلای من با من بمير
تنها به يمن مرگ ما ٫ اين قصه می ماند بجا
هجرت سرابی بود و بس ٫ خوابی که تعبيری نداشت
هرکس که روزی يار بود ٫ اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت
جادوی سکوت
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
تا در آغوش تو ، راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
اگر بدانم.... اگر بدانی...
میکنم!
اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت
میخوانم ترانه عشق را !
اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که
چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم !
اگر بدانم که به انتظار من نشسته ای ، تو بگو تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تا
آخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم!
اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو
می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!
اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه درکنارهم
بودن پرپر میزند!
اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!
اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را
می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی!
اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر
برایم عزیزی!
اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری!
عشق
پوشيده چه گويم پريشان نگاهم![]()
گر مستي چشمان سياه تو گناه است ![]()
من طالب آن مستي خواهان گناهم![]()
![]()
![]()
دوستت دارم M-R ![]()
![]()
عشق
شبنم مژگان چشمانت به دنیا می خرم
روی قلبم می نهم هر جای دنیا می برم
عاشقی دل خسته ام خوانند مرا دیوانه ام
جان جانا ماه رخسارت به دریا می برم
عشق سوزان
عشق امانت باارزشي ست كه هر كسي تو قلبش جا ميده ، برا همينه كه
هر وقت بخواي عشقتو از كسي پس بگيري ، بايد قلبشو بشكني .
یک ؟!
1 نگاه
1 دنیا
1 سرنوشت
1 خاطره
1 دوست !!!!!!
تقدیم به همه دوستانم . از جمله مهمترین هاشون (بچه های با حال)
مهربان

مهربانم ، ای خوب !
یاد قلبت باشد ، یک نفر هست که اینجا ...
بین آدم هایی ، که همه سرد و غریبند با تو ...
تک و تنها ، به تو می اندیشد !
و کمی ،
دلش از دوری تو دلگیر است ...
مهربانم ، ای خوب !
یاد قلبت باشد ؛ یک نفر هست که چشمش ...
به رهت دوخته بر در مانده ...
و شب و روز دعایش اینست ...
زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ، به سلامت باشی ...
و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...
رفتی و تنهام گذاشتی

رفتی و تنهام گذاشتی
توی قلبم پا گذاشتی تو که گفتی من می مونم
چرا رفتی و نموندی حالا که تنهای تنهام
واسه دله خودم می نویسم می نویسم تو کجایی
کی میایی کی میایی تو که رفتی من اینجا تنهام
دیگه طاقتی ندارم دیگه سخته بی تو موندن
بی تو هیچ معنای نداره

love

تقدیم به عشقم
نگو قراره که دیگه یه لحظه پیشم نباشی
نمیذارم یواش یواش هم رنگ سایه ها باشی
دسته گلها تو نمیخوام
خاطرهاتو نمی خوام
خودت که بهتر میدونی که من فقط تو رو میخوام
گل های باغچه رو برات تک تک و از شاخه چیدم
ببین چقدر جون میکنم بهت بگم دوست دارم
بهت بگم دوست دارمممممممم
دوستم داشته باش گلم-زودی بیا عشق من



دوستم داشته باش گلم
دوستم
داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم
بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
که می خواهـيـم و نمی توانـيـم
که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !
بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد
نه به خاطر خودت ،
و نه به خاطر من !
که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش
بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم
عشق
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باز با آن دیگری دیدم تو را٬ جای اخم و قهر خندیدم تو را
باز گفتی اشتباه دیدم تو را٬ گفتمت باشد بخشیدم تو را
باز هم این قصه ات تکرار شد٬ با رقیبان رفتنت تکرار شد
آنقدر کردی که دیگر قلب من٬ از تو و از عشق تو بیزار شد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()























































