* یکی کمک کنه به این آشفته بازار دلم ...
نمیدنم چرا ...
آخه چرا؟
این غرور مسخره ...
نمی زاره ...
نمی زاره بهش بگم ...
نمی زاره بهش بگم ...
عاشقشم ... مجنونشم ... از نبودنش زجر میکشم ...
وقتی میگه باید برم ...
من نمیخوام مزاحمش باشم و ...
میگم برو ... خدا پشت و پناهت ...
اما اون ...
میگه از خداته من برم ...
به خدا نه ...
دوس ندارم هیچ وقت باهاش خدافظی کنم ...
به خدایی که اون بالاس قسم ...
نه ... نمیخوام ...
نمیخوام صداشو نشنوم ...
نمیخوام ...
من نمیخوام مزاحمش باشم و اون ...
فک میکنه ...
خسته شدم از اون صدای دل نشین ...
یکی بگه ...
یکی بگه چه جوری عشقمو باورش کنم ...
آخه ...
وقتی صداشو میشوم ...
میرم به یه شهر دیگه ...
میرم به جایی که توش ...
از هم چی رها میشم ...
از خودم ...
ازاین دنیای وارونه ...
از ...
اما اون نمیدونه ... ینی باور نمیکنه ...
یکی بگه ...
آخه چه جوری بهش ثابت کنم ...
چه جوری ....؟!!!!
* یکی کمک کنه به این آشفته بازار دلم ...
