رويکرد مورچگان براي مقابله با مواد سمي و زهرآلود; حقيقت جالب ديگري را درباره نظام اجتماعي و اصول زندگي جمعي اين جانوران بر ملا مي سازد و از اين واقعيت مهم حکايت مي کند که مورچگان براي حفظ و بقاي موجوديت جمعي و تماميت ارضي خود از راهبردهاي گروهي پيچيده اي براي اجتناب از انهدام وتخريب وطن شان سود مي جويند.
مطالعه رفتار مورچگان نشان مي دهد مورچه ها با مزه کردن زهر و مواد سمي به حفظ و بقاي جامعه خود کمک مي کنند و در رويارويي با شرايط سختي همچون قحطي و کم غذايي با پياده کردن نظام پيچيده نگهداري، جيره بندي و توزيع غذا و همچنين نظام عالي بهزيستي و مراقبت از افراد پير و کودک، در حفظ و بقاي بنيان هاي اجتماعي لانه شهر خود مي کوشند.
به گزارش جام جم آنلاين نزديک به 4 دهه مي شود که از انتشار«دنياي مورچگان- » شاهکار موريس مترلينگ - مي گذرد که براي نخستين بار شرح مشاهدات عجيب و هيجان برانگيز خود از درون دنياي زيرزميني مورچگان و رازگشايي اسرار زندگي آنها را براي عموم مردم و علاقه مندان سراسر جهان آشکار ساخت; اين در حالي است که مطالعه درباره دنياي اين موجودات درميان پژوهشگران و دانشمندان کماکان ادامه دارد و هر بار پرده ديگري از رموز پيچيده رفتارهاي جمعي مورچگان کنار مي رود و اسرار ارتباط عالي و تکامل يافته ميان 2 سطح از يک جامعه يا به عبارتي ارتباط بين فرد و نظام در دنياي مورچگان آشکار مي شود.
در تداوم همين روند پژوهشي، پژوهشگران با استفاده از تکنيک نشان گذاري مورچه ها و آناليز رفتار آنها سعي کرده اند به چگونگي مقابله و پيکار مورچگان با هجوم بلايايي همچون خشکسالي و قحطي و همچنين مواد زهرآلود و سمي پي ببرند. پژوهشگران با پيگيري نحوه رفتار و عملکرد مورچگان دريافته اند اين جانوران در ايام سرد و مرطوب سال، اغلب در جستجوي غذا، راه خانه انسان ها را پيش گرفته تا اندوخته اي براي خود فراهم سازند و در اين ميان، برخي صاحبخانه ها نيز در جهت متوقف کردن حرکت و دستبرد مورچگان به خانه هايشان از گذاشتن مواد سمي و زهرآلود بر سر راه آنها دريغ نمي کنند. اما اين تمام ماجرا نيست و مورچگان نيز مقابل اين تهديدها جانوراني بي دست و پا و ناشي نيستند. نکته جالبي که در اين ميان، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده، رويکردهاي فردي و جمعي ويژه و تامل برانگيزي است که اين موجودات کوچک براي مقابله و رويارويي با هر دو مورد تهديد خارجي زهرآلود کردن محيط و مواد و همچنين قحطي و فقدان مواد غذايي، 3 راه و روش موفقيت آميز را از خود بروز داده اند; ازجمله اين راهبردهاي اتخاذي مي توان به نوعي رفتار فداکارانه و جمع خواهي مورچگان اشاره کرد که در واقع قرباني دادن و پيشمرگ شدن برخي همنوعان آنها براي مزه کردن مواد سمي و زهري است. البته هدف بزرگ مورچگان از اين رفتار جانبازانه و فداکارانه نجات و بقاي ديگر همنوعان و حفظ کلوني است و قرباني شدن تعدادي از افراد جامعه در راه اين هدف بزرگ، از وجود نظام هاي اجتماعي پيچيده و عالي در دنياي مورچگان حکايت دارد.
اين يافته هاي جديد که براي چاپ در ژورنال تخصصي رفتار جانوران مورد توجه قرار گرفته است، پژوهشگران را برآن داشته تا درباره کاربرد احتمالي آن در مورد انسان ها با تامل بيشتري بينديشند; اين مهم در حالي است که مورچگان بخوبي نشان داده اند چگونه مي توان غذا را به دنبال يک بليه طبيعي يا قحطي و خشکسالي بسرعت درميان افراد جامعه پخش و توزيع کرد و در عين حال در برابر ناخوشي يا حتي مرگ و مير ناشي از مواد سمي و زهرآلود نيز پاسداري و محافظت کرد.
بر همين اساس خانم آنا فرانکس، دانشيار زيست سنجي و رفتار جانوري در دانشگاه وست انگلند و سرپرست اين پژوهش در توضيح چگونگي شکل گيري و بروز اين گونه رفتارها خاطرنشان مي کند: مورچگان طي ميليون ها سال به اسرار موفقيت و کاميابي بوم شناختي بزرگ دنياي خود دست يافته اند، از اين رو، براي آنها يافتن راه حل هايي براي ادامه مسير زندگي و بقا بعيد به نظر نمي رسد. از طرفي، مطالعه و بررسي ارتباط ميان 2 سطح از سازمان - فرد و نظام - از راه آزمايش کار نسبتا آساني است.
اما در شرح شيوه عملکرد اين گروه پژوهشي بايد گفت آنها 4 کلوني از مورچگان موسوم به تموتوراکس آلبيپنيس موجود در نواحي اطراف را جمع آوري کردند و در لانه هاي دست ساز منزل دادند. به دنبال استقرار يافتن مورچگان در لانه هاي جديد، پژوهشگران آنها را به مدت 48 ساعت از غذا يا آب محروم کردند که عملا در حکم نوعي محروميت خفيف و معتدل و حد طبيعي گرسنگي کلوني هاي مورچگان در اين ناحيه به شمار مي رود. اما نتايج حاکي از توانايي برخي کلوني ها براي زنده ماندن و حفظ بقا تا حد 8 ماه شرايط قحطي و گرسنگي کشيدن بود. قبل و پس از فراهم کردن غذا در روز سوم، دانشمندان هر يک از مورچه هاي کارگر را تعقيب و مراقبت کردند.
پي بردن به رموز زندگي اجتماعي و وجود اصول هواخواهي جمعي در دنياي مورچگان جدا از برانگيختن حيرت و هيجان زياد، نتايج مهمي نيز در بر خواهد داشت; اين که گذاشتن مواد سمي بر سر راه آنها راه حل چندان مناسبي به نظر  نمي آيد .
در دوران قحطي و نبود غذا، برخي مورچه هاي کارگر که به طور طبيعي خارج از کلوني فعال بودند، همان وضعيت سابق خود را حفظ کردند و به کار حفظ و نگهداري غذا و گشتن پي خوراک جديد ادامه دادند. اين در حالي است که وقتي مورچگان ديگر نيازمند دريافت يک وعده تقويتي و کمکي مي شوند، مورچه هاي مانده در خانه، غذايشان را با استفاده از مکانيسم برگشت دهان به دهان با همديگر به شراکت مي گذارند; به اين ترتيب در حالي که انبارهاي خوراکي خالي است و غذايي در بيرون موجود نيست، خود مورچگان به «مخازن زنده» غذا بدل مي شوند و يکديگر را تغذيه مي کنند.
به اعتقاد پژوهشگران، اين انبارهاي غله و سيلوهاي زيرزميني زنده خود کشفي کاملا جديد به شمار مي رود. مورچگان مي توانند در هر دو هيات مزه کننده غذا و همچنين انباردار غذا انجام وظيفه کنند. نکته جالب توجه ديگري که پژوهشگران پي برده اند; اين است که در شرايط خاصي نظير قحطي و خشکسالي که غذا پيدا نمي شود، اين «سيلوهاي زنده» به مراقبت و تيمار مورچگان پيرتر و همچنين پرستاري و مواظبت از مورچه هاي کارگر تازه از تخم درآمده و دور نگاه داشتن آنها از آسيب ديدن تمايل دارند. اما اين مورچگان تنها مدافعان کلوني به حساب نمي آيند. گرچه 95 درصد مورچه هاي کارگر حداقل يک بار ظرف مدت 30دقيقه پاياني دوره گرسنگي کشيدن تغذيه شده بودند، اين نظام توزيع غذا مترادف اين معنا مي تواند باشد که غذا مخلوط و رقيق شده است که به نوبه خود بازهم تهديد سمي کردن و زهرآلودن را کاهش مي دهد.
به اعتقاد پژوهشگران، از آنجا که اين غذاي جديد و نظام توزيعي آن تقريبا در موقعيت مکاني خارج از مرکز کلوني مستقر شده است، ملکه، لاروها و کارگرهاي تازه متولد شده مي توانند از وضعيت نسبتا ايمن و مطمئني و چه بسا تغذيه شدن از سوي اين سيلوهاي زنده حافظ بقا بهره مند شوند.